داستان عاشقانه فلوت لاکوتا
داستان عاشقانه فلوت لاکوتا همان روایتی است که این ساز را از یک تکه چوب ساده به «فلوت عشق» تبدیل کرد. در فرهنگ لاکوتا، فلوت فقط برای نواختن نبود؛ وسیلهای بود تا جوانی که زبانش بند آمده بود، دلش را به گوش معشوق برساند.
فلوت لاکوتا از کجا آمد؟
نسلها پیش، مردم لاکوتا طبل، جغجغه و سازهای دیگر داشتند، اما فلوت نداشتند. جوانی برای شکار بیرون رفت. گوشت کم بود و قبیله گرسنه. رد گوزن را گرفت؛ گوزن در باور لاکوتا صاحب «داروی عشق» است. اگر کسی این نیرو را داشته باشد، دختری که دوستش دارد نمیتواند بیتفاوت بماند.
جوان خسته زیر درختی خوابید. باد از شاخهای توخالی گذشت که دارکوب سوراخهایش را کنده بود و صدایی غمگین و زیبا در آمد؛ صدایی پر از اشتیاق. در رؤیا پرندهٔ سرخسر (واگنوکا) ظاهر شد، به شکل انسان درآمد و نشان داد چطور باید شاخه را سوراخ کرد و نواخت.
وقتی بیدار شد، شاخهای از سرو سرخ برید، آن را توخالی کرد، سرش را به شکل پرندهای با منقار باز تراشید، با رنگ مقدس سرخ رنگ کرد، با دود مریمگلی و سرو تطهیر کرد و دمید. اولین آهنگ مثل روح از ساز بیرون آمد و تا روستا رفت. مردم شگفتزده شدند. با کمک باد و دارکوب، نخستین فلوت به قبیله رسید.
در همان روستا دختر رئیس قبیله زندگی میکرد؛ زیبا و مغرور. جوان همان شب کنار تیپی او نشست و نواخت. پاهای دختر زودتر از عقلش حرکت کرد. آمد و گفت دوستش دارد و خانوادهها باید هرچه زودتر برای ازدواج حرف بزنند.
چرا به آن فلوت عشق میگویند؟
از آن پس جوانان لاکوتا از فلوت سرو (سیوتانکا) برای خواستگاری استفاده میکردند. شب، بیرون اردوگاه مینشستند و آهنگی مینواختند که فقط معشوق معنای آن را میفهمید. اگر «داروی گوزن» قوی بود، دختر صدای فلوت را میشناخت و گاهی بیآنکه کسی ببیند بیرون میآمد. بعد از ازدواج معمولاً فلوت را کنار میگذاشتند تا دل دیگری را نرباید.
صدای امروزی فلوت لاکوتا همان نجوای باد در شاخهٔ سوراخشده است: نرم، کمی غمگین، و بسیار نزدیک به حرف نزدن.
فلوت لاکوتا امروز
امروز این ساز در مدیتیشن، موسیقی درمانی و اجراهای آرامشبخش محبوب است. اما ریشهٔ عاشقانهاش عوض نشده: سازی برای گفتن چیزی که زبان از گفتنش عاجز است.
اگر علاقمند به فلوت لاکوتا هستید، میتوانید فلوت لاکوتا خود را از آموزشگاه موسیقی گات تهیه کنید و روند یادگیری خود را آغاز کنید.
۰۲۱۸۸۹۴۱۳۶۶ و ۰۲۱۸۸۹۴۱۳۶۸
